«نَقد» زیرِ لَگَدِ لُمپَنیزم
در یک گردهمایی رسانهای شاهد نَقدِ خبرنگارنمایی بودم که با ادبیاتی سخیف و تمسخرِ نظرِ دیگران تلاش بیهوده میکرد تا آنچه طوطیوار شنیده و یا دیده است را به تصور خود با ژِستی شجاعانه و دلاورانه! در جمع تکرار کُند.
در پایان گردهمایی با نگاهی پدرانه و دلسوزانه و بهعنوان روزنامهنگاری با پیشینهی ۵۸ ساله در این عرصه نزد او رفتم و نسبت به ادبیات سخیفی که بهکار برده بود، وی را برحذر داشتم اما از واکُنشهای او متوجه شدم که از تربیت خانوادگی خوبی نیز برخوردار نیست، بهگونهای که با ادبیاتی بهمَراتب سَخیفتر ازآنچه در گردهمایی سخن میگفت به تمام سالمندان کشور توهین و بیاحترامی کرد و نشان داد که حتی برای پدر و مادر خود نیز هیچگونه ارزشی قائل نیست و ….
این مختصر را از آن روی بازگو کردم که به تمام اهالی راستین رسانه هُشدار دهم، وجود اینگونه لُمپَن ها بهعنوان خبرنگار میتواند سختترین و سنگینترین صدمه و ضربه را به حیثیتِ کاری در این عرصه وارد کند و رسانه را از وجاهت بیندازد.
ثبت دیدگاه