کانال تلگرام تبلیغات تبلیغات تبلیغات تبلیغات تبلیغات
پشت صحنه برخی از سرپرستی‌های روزنامه‌های کشوری؛
 این یادداشت بهمن ماه سال ۱۳۸۹ منتشر شده و امروز به قالب جدید سایت نوشته‌ها منتقل شده است.

پشت صحنه برخی از سرپرستی‌های روزنامه‌های کشوری؛

چند روزنامه ریشه‌دار و معتبری که سال‌های سال با شرافت و پاسداشت حرمت این حرفه مقدس با پاکی و شفافیت به حیات خود ادامه می‌دهند، سال‌های سال است که در استان‌های مختلف میهن عزیز اسلامی ما با دایر کردن دفاتر سرپرستی و تعیین سرپرستانی شریف و خوش‌نام و البته اهل قلم و متبحر، به جامعه اسلامی مخلصانه و صادقانه خدمت می‌کنند و تاکنون حاضر نشده‌اند که با هر قیمتی حرمت خود را شکسته و شرافتشان را زیر پا بگذارند.

آری … روزنامه‌های کثیر‌الانتشار کشوری که با اهدافی پاک و مقدس، با مشکلات عدیده‌ای دست و پنجه نرم کرده و در راه اطلاع‌رسانی سالم و بی غل‌وغش، صمیمیت و صداقت رفتار با مردم را سرلوحه کار خود قرار داده‌اند، در استان‌ها نیز مانند مرکز کشور همین سیاست و روش و منش را دنبال کرده و می‌کنند.

اما در این میانه روزنامه‌های کشوری نیز هستند که جز به تیراژ کاذب و درآمد و پول و … به چیز دیگری نمی‌اندیشند و همه و همه فکرشان پول و درآمد و آگهی و بالابردن تیراژ به زور و ظلم و البته مصنوعی است.

می‌بینیم که زود به زود سرپرستان این‌گونه روزنامه‌ها در استان‌ها تغییر می‌کنند و با تحمل ضرر‌های مالی مهلک و یا کشیده شدن به راه‌های خلاف و غیر قانونی این به اصطلاح سرپرستی را به دیگری که او نیز باید همین راه را طی کند، می‌سپارند.

یکی از همین روزنامه‌ها که همواره با ارسال تعداد نسبتاً بالایی از تیراژ خود به شیراز با زور و فشار سعی دارد که به‌صورت کاذب و با تحمیل به سرپرست بیچاره فریب خورده، ادعا کند که بالاترین تیراژ را دارد، در دو سال گذشته موجب شد تا به اصطلاح سرپرست این روزنامه در استان فارس که به یقین نمی‌دانست روزنامه را با «ر، ز» می‌نویسند یا «د، ذ» مجبور به اختلاس و خلاف و کلاهبرداری شده تا بتواند بدهی‌های خود را به این روزنامه تحمیلی بپردازد که خوب البته همچنان در زندان به‌سر می‌برد.

و اما جای تأسف و تأثر بسیار اینجا است که چنین روزنامه‌ای وابسته به سازمانی است که آبروی نظام و کشور را در دست دارد.

توزیع این روزنامه به‌طور معمول به شرکت‌هایی خصوصی واگذار می‌شود که باید منافعی را برایشان فراهم کنند و از هر راهی که شده تیراژ‌های کاذب را در شهرستان‌ها به خورد سرپرستان فریب‌خورده بدهند و بعد هم به‌صورت تمسخر‌آمیزی ادعا می‌کنند که مثلاً در استان فارس تیراژ روزنامه ما فلان تعداد است و … .

درست مثل کسی که مبالغی را از راه دزدی به‌دست آورد و ادعا کند که من در جامعه موفق و سربلند هستم!! و روز به روز پیشرفت می‌کنم!!!

آیا اینان نمی‌دانند که قیمت شرف چقدر است؟ آیا لحظه‌ای فکر کرده‌اند که صداقت و پاکی چه قیمتی دارد؟ و آیا تا به‌حال کسی توانسته است با فروش شرف و انسانیت، افتخار کسب کند؟!!

قابل توجه این است که شرکت خصوصی توزیع کننده این روزنامه به‌خاطر اینکه قطعاً در رابطه با سرپرستان فریب‌خورده خود، سر و کارشان به دادگاه و … می‌افتد، خانم وکیلی را انتخاب کرده و جیره و مواجب می‌دهند که حاضر است دست به هر کاری بزند و حتی اگر هم که شده پا روی سر نوزاد یتیمی گذاشته و فشار داده و او را بکشد اما منافع این شرکت را تأمین کند.

آری این نانوشته‌هایی است که ظلم و ریا و تزویر را در حد اعلای خود به تصویر می‌کشد و بی‌شرافتی و ظلم و تجاوز را برای مردمی فریاد می‌زند که باید احساس شدید خطر کنند و از مملکت خود دفاع کرده و جلو این رانت‌خواران پلیدتر از دیو، بایستند.

و اما در این راستا روزنامه‌نگاران واقعی و اهالی قلم مسئولیت و رسالتی خطیر را به‌عهده دارند چرا که این‌گونه روزنامه‌ها صرفاً به منافع و پول می‌اندیشند و برایشان مهم نیست که چه‌کسی را به‌عنوان سرپرست استان انتخاب کنند، چراکه باید کسی باشد که صرفاً پول بدهد، حال می‌خواهد باسواد باشد یا بی‌سواد، سوء‌سابقه‌های بسیار داشته یا نداشته باشد و حتی اگر سرکرده حزب رستاخیز شاه و ملت در استان فارس و شیراز بوده باشد!!!                                                   

ادامه دارد…  

 

  • نویسنده : عزیزالله قهرمانی
  • 27 آذر 1393