کانال تلگرام تبلیغات تبلیغات تبلیغات تبلیغات تبلیغات
موانع واقعی تولید در محاق!

موانع واقعی تولید در محاق!

سال‌هاست که همواره در محافل و مجالس مختلف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و …. با نوعی شعارزدگی گمراه‌کننده، برای خود غول‌های مخوفی را ساخته و پرداخته‌ایم که هیچ‌کدام خوفناک‌تر و ویرانگرتر از آنچه در بیخ گوشمان قرار گرفته است، نبوده و نیست!

افراد بسیاری از موانعِ گوناگونِ بر سر راه تولید، اشتغال، ثروت‌زایی، فقرزدایی و … سخن به‌میان آورده و می‌آورند، اما آنگونه که باید و شاید به متولیان امر توجه و دقت نشده و مانع‌تراشی‌ها و سنگ‌اندازی‌های آن‌ها مورد ارزیابی دقیق قرار نگرفته و نمی‌گیرد. دستگاه‌های متولی‌ که از جیب مردم ارتزاق می‌کنند و روزبه‌روز نیز فربه‌تر،  بادآورده‌تر و عریض و طویل‌تر شده و می‌شوند، اما به‌جای تسهیل و تسریع امور مربوط به تولید، به کندی و یا توقف آن مبادرت می‌ورزند و درواقع در مقابل جامعه قد علم کرده‌اند و خروجی کارشان، خشم و نفرت و ناراضی‌تراشی و … بوده و هست!

دستگاه‌ها، نهادها، سازمان‌ها و ارگان‌هایی که به بهانه‌ی نظرات کارشناسی! و ضوابط، مقررات و قوانینی که همواره آن‌ها را تفسیر به رای و بنابر سلیقه و …. خود به‌کار می‌گیرند و تیر خلاصی را به پیکر خسته و دردمند تولیدکننده، کارآفرین، سرمایه‌گذار  و… شلیک می‌کنند. ‌

به‌طورمثال، سال‌های متمادی نگذاشته‌اند که زمین‌های بلااستفاده بسیاری به بهانه صیانت! به‌دست مردم آباد و در چرخه تولید و آبادانی قرار گیرد و این درحالی است که همین متولی‌ها با عملکرد خود موجب شده‌اند هر سال شاهد نابودی و آتش‌سوزی هزاران هکتار جنگل در سطح کشور باشیم!

با زنجیر قوانین و مقررات خودساخته و پرداخته و یا مندرس و کهنه‌شده، آنچنان پای کار و کارآفرین را می‌بندند که کارهای انگلی و دلالی و … را ترجیح دهد و عطای تولید و عمران و آبادانی را به لقایش ببخشد.

برخی از حضرات قانون‌گذار نیز در چنان جَوّ احساسی و شعارزده قرار می‌گیرند و به خاطر از دست ندادن رای برای دور بعد، قدرت عمل و اقدام و شهامت بازگویی واقعیات را از دست داده و می‌دهند که گویی خلاصی از چنین خفقانِ قانونی ممکن نیست!

تا زمانی که سیاست‌بازان مزه‌ی سوار بودن بر اریکه قدرت همچنان زیر دندانشان است، همواره باید شاهد وجود و بروز اختلافات بین اقشار مختلف جامعه از قبیل کارگر و کارفرما، مالک و مستاجر و …. باشیم و در این معرکه‌ی غبارگرفته و شعارزده، تولید و تولیدگر را یا به خاک و خون افتاده و یا فراری ببینیم.

  • نویسنده : عزیزالله قهرمانی
  • 1 فروردین 1400