انقلابِ وارونگی، طراحی استعمارِ نوین!
نفوذ بیگانگان در خواستهها و آرمانخواهیهای یک ملت با هدف وارونگی و واژگونگیِ انقلاب، طرحی نوپدید برای بازتولیدِ استعمار با رنگ و لعاب جدید و پوستهای دلبرانه اما هستهای تلخ و زهرآلود برای آنان که از تجربه و دانش تاریخی برخوردارند، بهروشنی قابلمشاهده و ملاحظه شده است.
کِشاندن بخشی از جامعه به سَمتوسوی رفتارهای هیجانی و احساسی و دور کردنِ آنان از منطق و عقلانیت، بارها در کشور ما تجربه شده که خروجی آن جُز چَپاول و غارتِ منابعِ کشور و حاکمیتهای دستنشانده و بیاختیار و درنهایت عقبماندگیهای گوناگونِ کشور نبوده است.
از کودتای نظامیها در ۲۸ مرداد سال ۳۲ که با حمایت کامل آمریکاییها شکل گرفت تا دیگر وقایع و حوادثِ رویداده در کشورمان، جُز تسلط بیگانگان بر سرنوشت ما و ناتوان کردن ایران و ایرانی و تأمین خواستههای کشورهای ریزودرشتی که قدرت و پیشرفت ما برای آنان یک خطر جدی بهحساب میآید، خروجی دیگری نداشته است.
نکتهی قابلتأمل و توجه در تمام وقایع اینچنینی، روش و منش یکسان اما رنگارنگِ بیگانگان در طراحیِ سُلطه و عقب نگهداشتنِ کشورمان بوده که همواره از عناصر خودفروخته، اوباش و جیرهخوار و بیرحمی همچون شعبان بیمُخها و پری بلندهها و …. بهره جستهاند و بخش متفکر، روشنفکر، اهل منطق و استدلال و آگاه به تاریخ را سرکوب و منزوی کردهاند.
بیشَک، جامعهی فَرهیخته، آگاه و دارای دانشهایِ راستینِ لازم، هرگز تجربههایی را که با هزینههای گزاف مالی و جانی به دست آورده نادیده نخواهد گرفت و حکومتهایی که آنها را سالها پیش قِی کرده است دوباره نخواهد پذیرفت.
هرگز فراموش نکنیم که محمدرضا شاه در بدو امر به مُصدق قول داد که در امور دولت و …. دخالت نخواهد کرد و صرفاً پادشاه با اختیاراتی محدود خواهد بود اما دیدیم که به دنبال کودتا، همهچیز را دَر یَد اختیار گرفت و بهعنوان «ظل الله» و «وارث و ودیعهی خداوندی» و عناوینی همچون «خدایگان اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر» و …. قدرت مطلق را در دست گرفت و حکومت استبدادی، تَکمحوری و دیکتاتوری را بر مردم تحمیل کرد.
وی در روزهای پایانی سلطنت خود یک بارِ دیگر با پیامی تلویزیونی تلاش کرد با ابراز توبه و وعدهی برچیدن فساد و … مجدداً فریب دیگری را کارسازی کند اما خشم و نفرت جامعه از فساد و تبعیض به حدی بود که نتوانست دوام بیاورد و سرانجام فرار را بر قرار ترجیح داد و با یک هواپیما پُر از طلا و جواهر و دلار و … همراه با خانواده، ایران را به مقصد ناکجاآبادها ترک کرد و …
جالبتوجه و نکتهی عبرتآموز نیز آن است که خود آمریکاییها که او را بر سر کار آوردند، حاضر به پذیرش اقامت وی در آمریکا نشدند و پس از مدتی سرگردانی او را در یک آسایشگاه روانی بستری کردند سپس و با خفت و خواریِ تمام به بیرون انداختند! و …..
من آنچه شرط بلاغ است با تو میگویم
تو خواه از سخنم پند گیر، خواه ملال
ثبت دیدگاه