دانش رسانهای و تاریخی، یک بایستگی آشکار
نبود و یا کمبود دانش رسانهای و تاریخی، این روزها بیش از هر زمان دیگری از خود رونمایی کرده و بهعنوان کمبودی دیرینه، گریبان گیر بخشی از همزیستگاه های ما شده است.
ناآگاهی از چند بنیادِ فرمانروا بر رسانهها، درب خانهها را بر روی هر دزدی باز گذاشته و آرامش و آسایش مردم را بهتماممعنا به آبوآتش زده است.
ژرف نابینی در خاستگاهِ خبر و نبودِ نِگروَرزی به فراهمکنندهی هزینههای هر رسانه، از دستهی نخستینهای کمبود دانش رسانهای است که راه و روش و آماج هر رسانه را از چشم شنونده و خوانندهی بدون دانشِ بایستهی رسانهای دور میدارد و او را وادار به پذیرش هر خبر راست و دروغی میکند و شورِ موردنظرِ رسانه در اندیشهی او چهره میبندد و واکنش انگیز میشود.
شخص دارای دانش رسانهای که از بایستگیها و آگاهیهای تاریخی نیز برخوردار است بهخوبی میداند که خوراک و داراییهای هر رسانه از کجا فراهم میشود و با بررسی نوع و چگونگی خبررسانی آن، به آماج و راه و روش آن پی میبرد، بنابراین با نخستین نگاه به خبر، آگاه میشود که پشتوانِ کدام کشور، اندیشهی سیاسی، دیدگاه دستهای و تیرهای و … است.
برای نمونه میتوان به رسانههایی همچون ایران اینترنشنال اشاره کرد که بهآسانی میتوان دریافت که با هزینه رژیم تبهکار و نَسلکُش صهیونیستی، آماج آن را دنبال میکند و بازیچههایی همچون شاهزادهی مُتوهمِ حَسرت السَلطَنه را وسیله قرار میدهد تا بتواند افراد تُهی از دانش رسانهای و تاریخی را برانگیخته کند و به گُمراهیهای تاوانناپذیر وادارد.
نمونه رسانههای ریزودرشت دیگری را نیز میتوان در شهر و استان خودمان نگریست که تیترهای آنها و یا برنامههایی که تهیه و پخش میکنند، گویایِ جانبداری از سازمانهایی دارد که هزینه کرد اینگونه رسانهها را فراهم میکنند اما برای همگان راستینگیِ تیترزَنی و پشتیبانیِ آنها روشن نمیشود.
نکته بسیار ارزشمند دیگری که باید به آن اشاره کرد، ندانستنِ تاریخ کشور و ناآگاهی از رویدادهایی است که دانستن آنها میتواند روشنکُنندهی راه و پندآموز برای گزینش جویی ها، کُنشها و واکُنشها باشد اما شوربختانه دوری از خوانش و خواندن و سرگرم شدن همراهِ با زیادهروی در فضای مجازی، بخش قابل نگرشی از جامعه را با کتاب و کتابخوانی بیگانه کرده است.
و در یک سُخن:
چنانچه دگرگونیهای فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و … در مردم و پوستاندازی لازم در چگونگی اداره کشور روی ندهد، باید گوشبهزنگ واپسگرایی، بازماندگی، ایستایی و …. بار دیگر برای نگارش در تاریخ باشیم.
ثبت دیدگاه